در جنوب خورشید،جایی که آبی آسمان در آب دریا گم می‌شود، دستان هنرمند هرمزگانی، شعر زمین و دریا را بر تن سفال، پارچه و چوب می‌نویسد. اینجا، هنر، نفس زندگی است.

هر سفال میناب، با نقش‌های نخلی و ماهی‌ای، تنها یک کاسه نیست؛ داستان رمزآلود همزیستی کویر و دریاست. هر دوخت خوس بر پیراهن یک عروس قشمی، نه یک تزئین، که انعکاس رقص ماه بر موج‌های آرام شبی است که دریا بر ساحل می‌نوازد.

گلابتون بر مخمل، یادآور ستاره‌های درخشان آسمان شب بندرعباس است و حصیرهای بافته‌شده از برگ نخل، سایه‌سار خنکی هستند در گرمای تفتیده ساحل. حتی بوی چوب‌های لنج‌های دست‌ساز، روایتگر سفرهای دلاورانه به آنسوی آب‌هاست.

صنایع دستی هرمزگان را نباید فقط خرید، باید خواند. هر اثر، فصل‌هایی از تاریخ، جغرافیا و امید مردمی را ورق می‌زند که زیبایی را در ساده‌ترین عناصر طبیعت جست‌وجو کرده‌اند. اینها سلام گرم جنوب به دنیای هنر هستند: اصیل، رنگین و مملو از زندگی.